جمال رضايى

61

بيرجندنامه ( فارسى )

تابستانىها را در جنوب حياط بنا مىكردند و از شرق و غرب بيشتر براى تأسيساتى چون آشپزخانه ، صندوقخانه ، انبار ، بنه‌دان و . . . ( گاهى براى اتاق‌هاى مسكونى نيز ) استفاده مىكردند . انبارهاى ويژهء نگهدارى دانه‌ها و غلّات و امثال آن‌ها را در گوشه‌هاى جنوبى ( شرقى يا غربى ) حياط مىساختند تا سردتر باشد ؛ اين اتاق‌ها را كه « خانهء انبار » ( خانى امبار xoney ambar ) ناميده مىشد با « پرخوّ parxow » ، « كندوك Kanduk » ، « گلينه geline » « 1 » و . . . مجهّز مىكردند تا از زيان مورچه و حشرات و نيز از فاسد شدن مواد انبار شده پيشگيرى شود . علاوه‌بر اين اتاق‌ها يك اتاق بزرگ‌تر كه آن را « خانهء اتاق » ( خانى اتاق ( xoney etaq ) مىگفتند و از ساير اتاق‌ها زيباتر نيز ساخته مىشد بنا مىكردند كه اختصاص به مهمان‌ها داشت و در حكم « سالن پذيرايى » خانه بود . در بعضى از خانه‌ها پيش در ورودى بعضى اتاق‌ها ايوان ، ايوانچه ، پيش صحن ، تالار ، صفّه . . . نيز ديده مىشد . اتاق‌هاى زمستانى ( شمالى ) در و پنجرهء كمترى داشت و حتّى پنجره‌هاى آن‌ها كه « دريچه » يا « نيم‌درى » نام داشت معمولا كوچك بود تا سرما كمتر به داخل آن‌ها نفوذ كند . برعكس اتاق‌هاى تابستانى ( جنوبى ) كه درهاى متعدّد و نسبتا بزرگ داشت و رو به حياط باز مىشد و باعث خنكى هواى آن‌ها مىگشت . برخى از اين اتاق‌ها به نسبت كوچكى و بزگى خود سه تا پنج و حتّى هفت در داشت كه به « سه‌درى » ، « پنج‌درى » و « هفت‌درى » موسوم بود . در برخى خانه‌هاى نسبتا اعيانى ، ساختن « ارسى » با شبكه‌هايى كه شيشه‌هاى كوچك رنگى داشت نيز موسوم بود . مردم در زمستان‌ها در اتاق‌هاى شمالى و در تابستان‌ها در اتاق‌هاى جنوبى زندگى مىكردند ( مگر اين‌كه خانه چنين امكانى به آنان نمىداد ) و به اقتضاى فصل ، بخشى از سال را در شمال و بخشى از آن را در جنوب خانهء خود سكونت مىنمودند . اتاقى كه در زمستان در آن « كرسى » مىگذاشتند « خانهء كرسى » ( خانى كرسى xoney Korsi ) ناميده مىشد . در پشت اتاق‌ها گاهى اتاق‌هاى ديگرى كه به آن‌ها « خانهء پيشان » ( خانى پيشا [ ن ] xoney piso [ n ] ) مىگفتند و يا اتاق‌هايى كم‌عرض كه « پستو » نام داشت و مانند صندوقخانهء كوچكى بود ، بنا مىنمودند . در داخل اتاق در ديوارها : طاق‌ها ، طاقچه‌ها ، رف‌ها ، درگاهىها و گنجه‌هايى گاهى ايجاد مىكردند . طاق‌ها و طاقچه‌ها ويژهء چراغ ( لامپا ) ، آيينه و شانه ، كتاب ، گلابپاش ، جا نماز ، مهر نماز و برخى اشياء دم‌دستى و احيانا زينتى بود ، اشياء عتيقه و نفيس را در رف‌ها مىنهادند تا از دسترس دور باشد ، درگاهىها كه به آن‌ها « در طاق » ( در تاق dar taq ) يا « در طاقى » ( در تاقى dar taqi ) مىگفتند مخصوص نگهدارى رختخواب‌ها و گاه لباس‌ها بود و معمولا پرده‌اى

--> ( 1 ) . براى معنى اين واژه‌ها نگاه كنيد به « واژه‌نامهء گويش بيرجند » .